مدح و وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها
ساقی كوثر علی، معنای كوثر فاطمهست روزی معراجِ طاها، سيبِ نوبر فاطمهست بهترين زنهای عالم را پيمبر فاطمهست عـصمت ذات خدا ماهـيتاً در فاطمهست جدۀ معصومۀ موسیبن جعفر فاطمهست غالباً در آستانش سر، كه خم باشد بس است بركت زهرا به ما هرچند كم باشد بس است دختر زهرا اگر صاحب حرم باشد بس است كار دست حضرت معصومه هم باشد بس است آنكه میبخشد عطای صد برابر فاطمهست با گناهم آمدم در محضرش من را خريد آبـروی گـريههای نوكـرش من را خريد سالها اينجا نشـستم آخرش من را خريد عاقبت اصلاً به من چه؟ مادرش من را خريد وقتهای نا امـيدی، تير آخر فاطمهست نسل زهرا دخـترانش هم امامت میكنند بيشتر از آنچه میخواهی كرامت میكنند تا كـنـيزان كـنـيـزانش شـفاعت میكـنند زائرانش در صف محشر قيامت میكنند چون خدا يك جلوهاش در روز محشر فاطمهست حضرت سلمان به يك آن شد امين، زهرا كه خواست شد كسا نازل به ختم المرسلين، زهرا كه خواست چادر معصومه شد كهفِ حصين، زهرا كه خواست شهرقم شد لنگر روی زمين، زهرا كه خواست عالم و آدم نمیفـهمند، محور فاطمهست زود میبخـشند ما را با دعـای دَرهَمَش سوی زهرا میكـند تعـظيم دائم پرچمش غالباً دختر به مادر میرود درد و غمش دور او بـودنـد امـا مـردهـای مـحـرمش آنكه رو میگيرد از هر كس به بستر فاطمهست بی رضا چشمان او شد خيس امّا تار، نه سينهاش آتش گرفت از هجر، از مسمار نه دل تـسـلايـش هـمـه دادنـد بــا آزار، نـه شد عصايش شانههای ديگران، ديوار نه آنكه افتاده به پای شير خـيبر فاطمهست كوچه وقتی تنگ باشد راه میريزد به هم صورت حوريّه با يك آه میريزد به هم با خسوف چهـرۀ او، ماه میريزد به هم آتـش آوردند از چه؟ شاه میريزد به هم آنكه باپهـلو گـرفته ضربۀ در فاطمهست |